آقای مدیر! مردم‌دار باش

مهم‌ترين پشتوانه كار مديران در پيشبرد اهداف بزرگ خود، حمايت‌هاي مردمي و علاقه و محبتي است كه مردم نسبت به آن‌ها دارند. اين مهر و محبت قطعاً وقتي ايجاد مي‌شود كه مردم احساس كنند مدير نيز با عشق و علاقه به آن‌ها خدمت مي‌كند. مدير بايد تمام تلاش خود را براي ارتباط مناسب با زيردستان و مردم به كار ببندد. مردمي بودن يك مدير تأثير بالايي در جلب اعتماد زيردستان دارد. مقصود از «مردم‌دار بودن» هر نوع برخورد و رفتاري است كه موجب نزديك شدن مردم يا زيردستان با مدير مي‌شود، به‌گونه‌ای كه انس و الفت ميان آنان را زياد مي‌كند، اگرچه تأليف قلوب و پيوند نفوس كاري سخت و دشوار است.

این را گفتم به‌عنوان مقدمه که بدانید بالاخره ما هم کتاب می‌خوانیم و چیزهایی را بلدیم! فقط در همین حد و نه بیشتر، هرگونه برداشت هم از این مقدمه آزاد است.

یک مقدار دیگر هم از این مقدمه جا ماند که بالاخره ضروری است و باید به آن پرداخته شود. شاید برخی اسم آن را سوءاستفاده بگذارند، اما قصد و نیت من حتماً حسن استفاده بوده است.

«الگوي اصلي مديران در رعايت اصل مردم‌داری، پيامبران و امامان (ع) هستند. پيامبران الهي خاستگاهي مردمي داشتند. آنان از ميان مستضعفان بر‏خاستند و هرگز در دوران زندگي و رسالتشان، خود را وابسته و اسير قدرت‏هاي پوشالي نساختند؛ ازجمله خاتم پيام‌آوران‏ الهي و در امتداد آن، پيشوايان ديني كه جلوه‏هاي كامل رحمت و نرمي، گذشت و بزرگواري و مدارا و مردم‌داري بودند».

این هم از این! پس الگوی مدیران «مردم‌دار» پیامبران و امامان هستند و الگوی مدیران «مردم ندار» هم حتماً ...

اما برویم سر اصل مطلب!

تئاتر 200 میلیون تومانی را که حتماً به خاطر دارید. اگر هم ندارید مهم نیست، در همین حد بدانید که آقایی در سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم یک قراردادی را با یک شرکتی بسته – که البته برخی می‌گویند اصل قرارداد مشکل دارد- و طی آن 200 میلیون تومان پول بی‌زبان را برای 10 شب اجرای تئاتر در اختیار یک شرکت اصفهانی گذاشته است.

این کل ماجرا بود که دریکی از روزنامه‌های قم توسط این‌جانب منتشر شد. انتشار یک خبر کوتاه همانا و بلند شدن سروصدای افراد مختلف همانا ...

هنرمندان قم به‌شدت از این کار ناراحت شدند و آن‌ها هم در گفت‌وگویی این ماجرا را زیر سؤال بردند؛ اما نکته جالب گفت‌وگویی بود که با آقای رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر قم انجام دادم که پس از انتشار این گفت‌وگو، این عضو شورا در گفت‌وگوی دیگری با یک روزنامه محلی قم، بازهم بر همان مباحثی که در گفت‌وگوی اول عنوان‌شده بود، تأکید کرد. فقط با یک تیتر دیگر، به اصل گفت‌وگو که اتفاقاً خیلی هم کوتاه بود، وقتی مراجعه می‌کردی، همان بود.

بماند که آقای رئیس کمیسیون فرهنگی شورا! در یک اقدام غیر فرهنگی در صحن علنی شورا برخورد نامناسبی با بنده داشت که البته پاسخ خود را روز بعد در مطبوعات و خبرگزاری‌ها دید.

این هم از این ماجرا...

اما در همان روز جوابیه‌ای هم از سوی سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم دریکی از روزنامه‌های استان منتشر شد که همانند ریختن بنزینی بر روی آتش هنرمندان بود.

جوابیه‌ای که هنرمندان عرصه تئاتر و نمایش قم را آن‌چنان برافروخت که تماس‌های مکرری را با من داشتند و اعلام کردند که حتماً پاسخی درخور به این سخنان رئیس سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم خواهیم داد.

در ماهنامه فرهنگی اجتماعی وفا هم گفت‌وگویی را با حاج اصغر نوبخت انجام دادم که به‌نوعی پاسخ رئیس انجمن هنرهای نمایشی استان به جوابیه سازمان مذکور بود.

این ماجرا یک بعد دیگر هم داشت و آن‌هم پرداختن دیگر رسانه‌ها به ماجرا تئاتر 200 میلیونی بود. برخی از سایت‌ها، روزنامه و نشریات استان قم هم در این خصوص مطالبی را منتشر کردند که ماحصل آن این بود که پرداخت چنین هزینه‌ای با این وضعیت شهرداری برای یک تئاتر غیرقابل‌قبول است.

البته جهت اطلاع عرض می‌کنم که هنوز هیچ پولی برای اجرای این تئاتر پرداخت‌نشده و جزء بدهی‌های سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم قلمداد می‌شود. شهرداری می‌گوید که اصلاً پولی ندارد که برای این ماجرا هزینه کند!

خوب این هم یک بخش قضیه، اما این را هم بدانید که یکی از امضاء کنندگان ذیل قرارداد مزبور بعدازاین جریان از سازمان مذکور کنار گذاشته شد. همان آقایی که در زمان شهردار سابق یکی از سران بخش مالی شهرداری بود.

اما دو روز پیش باخبر شدیم که یکی از ورزشکاران و افتخارآفرینان بنام قمی که در این سازمان مشغول فعالیت بوده کنار گذاشته‌شده و به‌عنوان نیروی آزاد در اختیار شهرداری مرکز قرارگرفته است. دلیل آن‌هم این‌گونه اعلام‌شده که نامبرده اطلاعات مربوط به تئاتر مذکور را در اختیار رسانه‌ها قرار داده است!

اما نتیجه‌گیری

آقای مدیر مربوطه که ازقضا سرپرست هم هست – یعنی جای پای محکمی هم در سازمان مذکور ندارد – باید پیش خود بیندیشد که از این فعل‌وانفعالات چه چیزی به دست آورده است؟!

«مردم‌داری» که یکی از ارکان مهم مدیریت است – همان‌گونه که در بالا ذکر شد- را که رعایت نکرده، بالاخره هنرمندان در هر جامعه به‌عنوان یکی از گروه‌های مرجع به شمار می‌روند که نقش تأثیرگذاری در همه سطوح دارند. به نظر من به صلاح نبود که مدیر سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم خود را در مقابل این افراد قرار دهد.

یکی دیگر از شاخص‌های «مردم‌دار» بودن مدیر، برخورد مناسب با زیردستان خود است. این را من نمی‌گویم، پژوهشگران از آیات و روایات استخراج کرده‌اند. برخوردی که با یکی از کارکنان سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم شد، نشان می‌دهد که مدیر مذکور در این خصوص هم نمره قابل قبولی نگرفته است. نکته جالب اینکه این کارمند که یکی از افتخارآفرینان و قهرمانان ورزشی ملی و بین‌المللی نه‌تنها قم بلکه ایران است، به هر صورت طرفدارانی را دارد که آن‌ها هم از این اقدام دلخور هستند.

اما یک سؤال برای من مطرح است؛ آن‌هم اینکه چه کسی به سرپرست سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم مشاوره می‌دهد؟! آیا مجموع اقداماتی که طی این مدت انجام داده و منجر به این‌همه نارضایتی گردیده، تنها برون داد ذهن خود اوست یا اینکه افراد دیگری نامبرده را هدایت و حمایت می‌کنند؟ این هم موضوع مهمی است که البته حداقل بنده حقیر از پشت پرده ماجرا مطلع هستم و در موعد مقرر به آن خواهم پرداخت.

حال این‌گونه به مسئله بپردازیم که اگر بعد از رسانه‌ای شدن ماجرای تئاتر 200 میلیونی، مدیر مذکور به‌اشتباه خود اذعان می‌کرد – موضوعی که در حال حاضر هم هیچ شخصی از مسئولان شهری و استانی در آن تردیدی ندارد – هیچ‌یک از این قضایا پیش نمی‌آمد. چرا چنین نشد؟ به نظر شما افرادی که به سرپرست سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم پشت‌گرمی دادند که این کار را بکن و آن کار را؛ چقدر از بار منفی این قضیه را به دوش می‌کشند؟ غیرازاین است که الان فقط و فقط آقای مدیر؛ مسئول همه این بی‌تدبیری‌ها شناخته می‌شود.

اینجای یادداشت را فقط سرپرست سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم بخواند!

آقای عزیز! هیچ می‌دانید که جنابعالی با این رویه‌ای که در پیش گرفتید، شاید هیچ‌گاه به‌عنوان «مدیرعاملی» سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم نرسید؛ اما بگذارید کمی خوش‌بینانه به قضیه نگاه کنیم؛ اصلاً فرض می‌کنیم که شما در این سازمان بمانید. جنابعالی که در آزمون «مردم‌داری» این‌گونه مردود شدید، چطور خواهید توانست در یک پستی که اتفاقاً حساس‌ترین ارتباط را با مردم دارد، فعالیت کنید؟!

اجازه بدهید بیش از این ماجرا را باز نکنم، می‌گویند «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است». فقط از سر دلسوزی عرض می‌کنم که «آقای مدیر! مردم‌دار باش»...

پ.ن: قصد داشتم این نوشتار را در روزنامه منتشر کنم، اما صلاح ندیدم که بیش از این قضیه در بین عامه مردم منعکس و از این بیشتر نسبت به سازمان فرهنگی، هنری و ورزشی شهرداری قم بدبین شوند...